تبليغاتX
روح و ریحان

 

امام زمان (عج) : ما شما را رها نکرده ایم و یاد شما را از خاطر نمیبریم .

 
  اینم از سال تحویل امسال !!!

ای بابا !!! دیگه شورش رو در آوردن ... این از خسوفه که

 انداختنش نصف شب ، اینم از سال تحویل

دقیقا وقت سال تحویل روانداختن وسط خواب شیرین و

 دلچسب من

.....

ولی از حق نگذریم یه توفیق اجباری شد تا موقع سحر

بیدار باشیم و یه نماز شبی بخونیم

.....

یادش به خیر سال تحویل پارسال جلو گنبد طلا امام رضا (ع) تو

فلکه آب یا مقلب القلوب رو با چه حالی خوندیم !!!

 

.....

وقتی دست جمعی می رفتیم حرم با هم می گفتیم :

   من مستمه ی عشقم          هوشیار نخواهم شد

ازخواب خوش مستی           بیدار نخواهم  شد

اینجاحرم عشق است          اینجا حرم لیلاست

این    گنبد    افلاکی            از آن گل زهراست

  ای عرش که می نازی         بر  گنبد   و  افلاکت  

   این   گنبد  زرد   یار           برتر ز سماوات است


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 15:15  توسط محمد علی | 
 
  آتش سودا

معبودا ! ما عمری در انتظاریم تا تو ما رو صدا کنی ...

ما هم دوست داریم مثل عرفا باشیم و شیدای تو باشیم ...

      آخر دلمان هوای تو دارد

                                      هوای عاشقی ....

ما عارف نیستیم ، اما می خواهیم عاشق تو باشیم.می خواهیم

 بود و نبودمان را فدای تو کنیم.

آیا می شود ما رو هم صدا کنی ؟!

... و خوب که دقت کنی، صدایی می شنوی که می گوید :

من تو را هم خوانده ام ، هر روز و هر ساعت ، به دلت نگاه کن،

 آیا صدای من در گوش دلت نپیچیده است ؟آیا نامه مرا نخوندی؟

 آیا من مشتاقت نبودم ؟ آیا نشانه هام رو ندیدی ؟

و تو هر روز این صدا رو می شنوی که :

جانا به غریبستان چندین به چه مانی

باز آی از این غربت تا چند پریشانی

صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم

یا نامه نمی خوانی یا راه نمی دانی

و هر روز این نشانه ها رو می بینی ، فقط نباید فراموش کنی که

 که او در انتظارت هست .

میان عاشق و معشوق . هیچ حایل نیست

تو خود حجاب خودی . حافظ از میان برخیز


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 16:14  توسط محمد علی | 
 
  درد بی آرام دوست

می خواهی با خدا رفیق بشی ولی نمی دونی چه جور ! همیشه احساس میکنی دلت برا

 

خدا تنگه ! احساس دوری می کنی،فکر می کنی دوست نداره !صدات رو نمی شنود و

 

 بهت محل نمی ذاره ! می خواهی عاشق خدا باشی ، می خواهی وقتی اسمش که میاد

 

 قلبت به تپش بیفته ، بدنت گرم بشه وخون تو رگات بدود . دلت می خواهد نوازش خدا

 

رو احساس کنی ، از اینکه تا حالا نتونستی براش یه نماز درست و حسابی بخونی ،

 

خودت هم ناراحتی ! دلت می خواهد سرت را که به خاک می ذاری دیگه بر نداری !

 

 میگی چرا من نمی تونم ذکر خدا رو بگم ؟ چرا اینقدر غفلت دارم ؟ میگی چرا ذکر

 

خدا برام شیرین نیست ! چرامحبت خدا در دلم نیست ؟!

 

نا امید میشی و میگی :

 

- من از کجا ! عشق از کجا !

 

- تو من را برای چه می خواهی !

 

- تو عشق من رو می خواهی چه کار ؟

 

آه می کشی ، دلت می سوزه ، اشکت گرم گرم جاری میشه ، پیر باشی یا جوون فرق

 

 نمی کنه !

 

اما میدونی خودش چی میگه ؟!

 

میگه :

 

- و ما از رگ گردن به او نزدیک تریم .

 

- هر کجا شما باشید او هم با شماست.

 

-هیچ رازی را سه کس با هم نگویند جز آنکه خدا چهارم آنها ، و نه پنج

 

 کس جز آنکه خدا ششم آنها است .

 

پس چراتو احساس نزدیکی به خدا نمی کنی ؟! چرا عاشق نیستی ؟! چرا اینقدر غفلت ؟

 

میدونی جوابش چیه ؟ می دونی چه جوری به خدا نزدیک میشیم ؟ چطور عاشق خدا

 

میشیم ؟

 

جواب همه ی این سوالها یه جمله بیشتر نیست !!!!

 

خدا نزدیک است ، خیلی هم نزدیک ، از رگ گردن هم نزدیک تر !!!

 

 مگر از رگ گردن نزدیکتر کجاست ؟؟؟!

 

او غریب است اما تو دوری !

 

قدر خدا را نمی دونی . باید نزدیک بشی، اما چطوری ؟!

 

با دغدغه خدا رو داشتن ، با خدا خدا کردن ! الله الله گفتن !

 

با ذکر و عبادت و خلوت با خدا ... این عبادته که عبودیت رو میاره . پیامبر (ص) هم

 

اول بنده خدا میشه بعد رسول او ...

 

ما هم می تو نیم نزدیک بشیم

 

ما هم می تونیم عاشق خدا باشیم ،

 

                        اگر عارف نشیم عاشق که می تونیم باشیم .

 

می خواهی عاشق بشی ،

 

           پس شروع کن و از خود او هم کمک بخواه !                           

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 15:19  توسط محمد علی | 
 
  حرف اول ...  
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

شور تب در پیکرم افتاده است

شور مستی در سرم افتاده است

حرف قلبم را هویدا می کنم

با خدای خویش نجوا می کنم

بار الهی خسته ام از زندگی

معصیت هایم شده شرمندگی

خوب می دانم که من بد کرده ام

راه خوشبختی خود سد کرده ام

من ذلیلم بیش از این خوارم مکن

دوره گرد کوچه بازارم مکن

خود نمیدانم کجا رفتم به خواب

از چه بیدارم نکردی آفتاب

توبه کردم توبه کردم بار الهی

زندگی و عمر خود کردم تباه

باب لطفت را به رویم باز کن

با عزیزانت مرا دمساز کن

بعد از این نجوا خدای نیک و زشت

روی برگ کاغذین من نوشت

دوست داری مست و مجنونت کنم

تا ابد بر خویش مدیونت کنم

دوست داری همره جانان شوی

با خدای خویش هم پیمان شوی

می دهم با دردهایت خاتمه

آشنایت میکنم با فاطمه

فاطمه کار خدایی می کند

فاطمه مشکل گشایی می کند

هستی عالم بود از هست او

جنت و دوزخ بود در دست او

ماسوا روزی خورد از خوان او

گردش چرخ است با فرمان او

او کلید قفلهای بسته است

او امید هر دل بشکسته است

بهر او ارض و سما را ساختم

گفت او من مصطفی را ساختم

بهترین غمخوار و یاور دادمش

همسری را همچو حیدر دادمش

من به عشقش ساختم کوه و دمن

من عطا کردم به زهرایم حسن

داده ام او را عزیز عالمین

برترین مخلوق عالم را حسین

فاطمه بر عرض عالم کوکب است

مادر و آموزگار زینب است

علت ایجاد عالم فاطمه است

نقش روی قلب خاتم فاطمه است

فاطمه یعنی سرور اهل بیت

عزت و فخر و غرور اهلبیت

او تمام دلخوشی حیدر است

او شهید بین دیوار و در است

از وجود او خدا شیدایی است

کردگار این جهان زهرایی است

ای که هستی پر ز عصیان و گناه

هر چه می خواهی تو از زهرا بخواه

     
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو

  نوشته های پیشین  
86/08/01 - 86/08/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29

<<>
  رفقا  
بازمانده تنها
کفش !!؟
سایت رهپویان
پیدای پنهان
شروق
جوانان منتظر المهدي زاهدشهر
نحل
فدائيان اسلام
جام الست
نی لبک عشق
راحلان
محفل بارانی
بدایه
خورشيد تابان
باده ناب
آوای بی صدا
از عاشورا تا ظهور
انتظار فرج
در آن سوی این چشم انتظاری ها
عطر سيب
بهترين آرزو هايم تقدیم به تو باد
طرحی از جنون
صدف
فرشته آسمونی
مسلمان ايراني
عطر ياس
یاد داشتهای شخصی دکتر احمدی نژاد
کوله پشتی من
یه دنیا پدر
میروم تا انتقام سیلی زهرا بگیرم
ای کاش
آنچه در ضمیر توست...
خرقه پشمینه
به دل میگم صبوری کن صبوری...
سایت درسهایی از قرآن
آرگونات کبیر !!!
عشق من خدا
الهی نامه
یاس سپید
جوان پارسی
تو بهونه ی هر عاشق واسه ...
Hadmin
آدم خوب
آسمونی
آرمان خواهی
آقای خامنه ای سلام
چند لحظه تا خدا
طریق سعادت
دمپائی
آب و شراب
هوا را از من بگیر ، خنده ات را نه !!
زير حباب روشن احساس
کوچولوها
گامبای...
بغض هاي نترکيده
     

 RSS

 

 
   
<